علي بن حسين انصارى شيرازى

54

اختيارات بديعى ( قسمت مفردات ) ( فارسى )

كه از خرماى تر سازند و در نون در صفت نبيد گفته شود بجم ثمرة الطرفا است و گفته شود بجثجاث عصى الراعى است و گفته شود بريشان‌دارو و نوشيان دارو و بطناط و خبخر و شنبطباط و هوجره هوفنسيداس نيز گويند و چند اسم ديگر نيز دارد و بپارسى كشته و سرخ مرو نيز گويند بخور مريم شجرهء مريم و آن حشيشى بود و بيخ آن عرطنيثاث بود و صفت او در آذربو گفته شود و بخور مريم را فعيلاسوس بود طبيعت آن گرم بود در سيم و خشك است در دويم منفعت وى آنست كه مقطع و محلل و مفتح بود و طبع را براند چون با پشم پاره بر خود برگيرند يا بر زير ناف طلا كنند و چون بياشامند كرم دراز و كدودانه بيندازد و حيض براند و بچهء مرده و زنده بيندازد و يرقان را نافع بود و كلف ببرد و بر سپرز سخت شده طلا كنند نافع بود و چون با عسل در چشم كشند سودمند بود نزول آب و ضعف چشم را و چون با شراب بياشامند زهرها را نافع بود و ادويه كشنده خاصه ارنب بحرى را و چون با شراب بياشامند مستى را زيادت كند البته صاحب مخزن الادويه مىنويسد : بخور مريم با فريقيه معروف به جر المشايخ و بشام به ولف است نباتيست برگ آن شبيه به لبلاب كبير يك روى آن سبز و روى ديگر مايل بسفيدى و مزغب و مستعمل بيخ آنست و عصارهء آن لاتين CYCLAMEN EUROPAEUM فرانسه PAIN DE POURCEAU انگليسى CYCLAMEN مرّ حنطه است و گفته شود و فوم و قمح هم گويند بخور البراريد قيصوم است و سرعت نيز گويند و گفته شود برنج كابلى ابرنج و برنق گويند بپارسى برنك و طبيعت وى گرم بود در اول و خشك بود در دويم و آن دو نوع است بزرگ و كوچك بهترين آن كوچك بود و لون آن بسرخى زند و دو درم از وى مسهل بلغم لزج بود و از قاتلات هيچ ادويه بوى نرسد و مفاصل را سود دارد و چنين گويند كه شربتى از وى ده درم بود با شير تازه و مضر بود بروده‌ها و مصلح آن كثيرا بود و بدل آن به وزن آن ترمس و دو دانك آن قنبيل صاحب مخزن الادويه مىنويسد : برنگ با فتح با اسم فارسى است معرب آن برنق و برنج است و بهندى با برنك نامند در تحفه حكيم مومن مىنويسد : دانه‌ايست مدور و سياه و املس و از فلفل ريزه‌تر و مغزش سفيد . . . لاتين EMBELIA RIBES فرانسه SEMENCES D'EMBELIE انگليسى EMBELY CURRANTS